تبليغاتX
baltelover
wellcom to baltelover
                                 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 18:43  توسط بلتی لاور   | 

جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل ، و عشق محکوم بود به تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی،قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق ،آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدنش را داشتی،ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها که همیشه رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند،تنها عقل و قلب در جلسه ماندند

عقل گفت:دیدی قلب همه از عشق بی زارند،ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی!؟

قلب نالید و گفت:من با وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی

 هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلبی واقعی باشم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 18:37  توسط بلتی لاور   | 

  مهم این نیست که آدم زیر یک سقف با اونی که دوستش داره زندگی کنه

    مهم اینه که آدم تو دلش با اونی که دوستش داره زندگی کنه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 18:36  توسط بلتی لاور   | 

 
به وبلاگ من خوش آمدید در صورت هر گونه مشکل لطفا در بخش نظرات بنویسید تا در اسرع وقت جواب دهم امیدوارم از مطالب موجود در وبلاگ خوشتان آمده باشد با تشکر از شما به خاطر بازدید از وبلاگ FallT Example Page

Effect on/off